هفته دوازدهم وتولد من
سلام مامانی!

امروز تولدمه
و به سلامتی سی و دو سالگی رو پشت سر میزارم، سی و دو سالگی که با اومدن تو برام میشه یکی از مهمترین سالهای زندگیم.امروز شروع هفته 12 زندگی تو هم هست، جالبه، مگه نه؟؟؟؟؟
بابایی امروز رو مرخصی گرفت و پیش من موند
، برام یه جشن کوچولو تدارک دید و زحمت همه کارهاش رو خودش کشید، کادوهای خوبی گرفتم و روز خیلی خوبی داشتم، برای شام هم بابایی ها و مامان نرگس و عمو وحید و دایی امیر و خاله سمیرا و سونیا و دایی محمد و نیکا جونی مهمون ما بودند، عمو سهیل که طبق معمول مسابقه فوتبال داشت و تشریف نیاورد، مامان ناهید هم تهران پیش خاله لاله است و نمیتونست که بیاد. بابایی کباب خوشمزه ای با دستور مخصوص خودش درست کرد.
این کیک تولدمه:

این همه دست گلی که بابایی سر نمازم بهم داد:

مامانی،.gif)
سال بعد اگه خدا بخواهد تولدم رو با تو جشن میگیرم ، سالم و سلامت باش ، جات کنارمون خالیه.
میبوسمت کوچولوی من!


هفته دوازدهم وتولد من 
